• دوشنبه 23 تیر 1399
  • آموزش
  • 652 بازیدکننده

به عنوان فعال و علاقه‌مند به معاملات در بازارهای مالی حتما در خصوص سبد سرمایه‌گذاری شنیده‌اید. سبد سرمایه‌گذاری یا سبد سهام یکی از روش‌های پذیرفته شده برای مدیریت ریسک در معاملات است. با این حال، اشتباه در تشکیل یک سبد سرمایه‌گذاری می‌تواند به زیان معامله‌گر منجر شود. در این مقاله تلاش می‌شود نکات مهم در تشکیل یک سبد سرمایه‌گذاری صحیح طرح شود.

سبد سرمایه‌گذاری چیست؟

به زبان ساده، تنوع‌بخشی در دارایی‌های سرمایه‌گذاری‌شده را سبد سرمایه‌گذاری می‌نامیم. در بازار ایران از اصطلاح سبد سهام نیز استفاده می‌شود که معنا و مفهوم مشابهی دارد. همان‌طور که در ضرب‌المثل «همه تخم‌مرغ‌ها را در یک سبد نگذار» شنیده‌ایم، شرط عقل این است که همه دارایی خود را در یک نقطه متمرکز نکنیم. سرمایه‌گذار با تشکیل یک سبد صحیح، ریسک آسیب‌پذیری معاملات خود را بین بازارها یا سهم‌ها یا نمادهای معاملاتی مختلف تقسیم می‌کند.

وقتی یک معامله‌گر در بازار بورس اقدام به تشکیل سبد می‌کند، در واقع به جای آن‌که تمام سرمایه خود را مطابق استراتژی معاملاتی خود در یک نماد معاملاتی خرج کند، آن را بین چند سهم مختلف تقسیم می‌کند. با چنین کاری، و با فرض سودآور بودن استراتژی معاملاتی، زیان‌های هر بخش از معاملات، به کمک سودهای بیشتری که در سایر معاملات به دست می‌آید پوشش داده می‌شود.

سوالی که به ویژه در ذهن کسانی که به تازگی فعالیت در زمینه معامله‌گری در بازارهای سرمایه را شروع کرده‌اند پیش می‌آید این است که چرا باید با تقسیم سرمایه در سبد سرمایه‌گذاری یا سبد سهام، سود خود را کاهش دهیم؟

این موضوع صحیح است که سودآوری یک سبد نمی‌تواند به طور معمول بیشتر از سود بهترین جزء آن سبد باشد. اما باید به خاطر داشت که سودآوری در معامله‌گری، در درجه دوم اهمیت است. اصل اول و مهم‌ترین اصل در سرمایه‌گذاری، حفظ سرمایه است.

به تعبیر دیگر، تنها چیزی که یک معامله‌گر در معاملات خود تحت کنترل دارد، میزان زیان است نه میزان سود. معامله‌گری که بتواند زیان خود را کنترل کنید، می‌تواند به سودآوری فکر کند. اما معامله‌گری که سودآوری فکر می‌کند، ولو اینکه بتواند در یک بازه زمانی، سود سرشاری کسب کند، به سرعت می‌تواند تمام آن سود را با زیان و یا حتی نابودی سرمایه و تلاش چند ساله‌اش جایگزین کند.

این رو، تشکیل سبد سرمایه‌گذاری مناسب به عنوان یکی از روش‌های مدیریت سرمایه اهمیت به‌سزایی پیدا می‌کند.

چگونه یک سبد صحیح تشکیل دهیم؟

باید به خاطر داشت که صرف تشکیل سبد سرمایه‌گذاری یا سبد سهام، ما را به سود نمی‌رساند. صرف تشکیل سبد نیست که می‌تواند در سودآوری ما نقش داشته باشد. کیفیت و رفتار اجزای این سبد هستند که پیش از تشکیل خود سبد باید مورد ارزیابی دقیق قرار بگیرند.

موفقیت در تشکیل یک سبد سرمایه‌گذاری موفق به دو عامل بستگی دارد:

  • سودآوری استراتژی معاملاتی در سراسر سبد
  • عدم همبستگی اجزای سبد سرمایه‌گذاری

در ادامه به شرح این دو عامل می‌پردازیم:

سودآوری در سراسر سبد

بسیاری از معامله‌گران این‌گونه می‌اندیشند که یک استراتژی معاملاتی را می‌توان در بازارهای مختلف به کار برد. بسیاری از این معامله‌گران، ماه‌ها یا سال‌ها زمان صرف می‌کنند تا چنین استراتژی‌ای را بیابند که در تمام قاب‌های زمانی و تمام نمادهای معاملاتی سودآور باشد. واقعیت این است که یافتن چنین استراتژی‌هایی بسیار بسیار دشوار است.

استراتژی یا استراتژی‌های معاملاتی بایستی به دقت و با کیفیت بالا مورد تست و ارزیابی قرار بگیرند که آیا در گذشته سودآور بوده‌اند و اگر بوده‌اند، آیا از استحکام کافی در برابر تغییرات بازار برخوردار هستند یا نه. عدم توجه به این مساله می‌تواند به تشکیل سبدی منجر شود که برخی اجزای آن از اساس، زیان‌ده هستند. طبیعی است که نمی‌توان از چنین سبدی، انتظار خاصی داشت.

عدم همبستگی اجزای سبد

فرض کنید یک معامله‌گر یک سبد سرمایه‌گذاری شامل سکه تمام، نیم سکه، ربع سکه و طلای آب‌شده تشکیل دهد. این سبد، به یک دلیل خیلی واضح، یک سبد نادرست است: رشد و افت قیمت و سود سرمایه‌گذاری در تمام این اجزا، هم زمان رخ می‌دهد. وقتی از همبستگی صحبت می‌کنیم، منظورمان همین است. همبستگی دو نماد معاملاتی یا دو بازار یعنی رشد و افت هم‌زمان (یا تقریبا هم‌زمان) آن دو است.

با توجه به تعریفی که ما در قسمت قبل توضیح دادیم، هدف ما دقیقا نقطه مقابل این اتفاق است. ما می‌خواهیم در زمان ریزش یا زیان‌دهی یک بخش از سبد، بخش یا بخش‌های دیگر در حال کسب سود باشند. بنابراین اجزای سبد سرمایه‌گذاری ما باید نسبت به هم، کم‌ترین همبستگی را داشته باشند.

تعیین میزان همبستگی امری حسی نیست. همبستگی بایستی به طور دقیق و طبق فرمول‌های ریاضی محاسبه و سپس ارزیابی گردد. ممکن است دو بازار که به ظاهر هیچ ربطی به هم ندارند، در عمل همبسته و دو بازاری که به ظاهر به هم وابسته‌اند، غیر همبسته رفتار کنند.

برای محاسبه میزان همبستگی دو نماد معاملاتی، روش‌های متفاوتی وجود دارد که از حوصله این مقاله خارج است.

روش پیشنهادی برای تشکیل سبد

چیزی که می‌تواند در عمل عدم همبستگی اجزای یک سبد را تحقق بخشد، عدم همبستگی رفتار استراتژی‌های معاملاتی استفاده شده در آن سبد است. داشتن چند نماد معاملاتی در یک سبد که رفتار استراتژی معاملاتی ما روی آن‌ها، با هم همبستگی داشته باشد، به شکست آن سبد منتهی می‌شود.

با در نظر گرفتن مواردی که در این مقاله مورد اشاره قرار گرفت، بهترین روش تشکیل سبد سرمایه‌گذاری، تشکیل یک سبد استراتژی از نمادهای معاملاتی مختلف است. در این روش، پس از تولید استراتژی‌های معاملاتی سودده ، بهترین استراتژی‌ها پس از انجام بک‌تست‌های دقیق همراه با تست‌های پیشرفته استحکام، گزینش شده و سپس با روشی علمی، غیرهمبسته‌ترین ترکیب از میان این استراتژی‌ها برای سرمایه‌گذاری انتخاب می‌شود.

امروزه و با کمک ابزارهای پیشرفته در زمینه هوش مصنوعی می‌توان به انبوهی از استراتژی‌های معاملاتی سودآور دست پیدا کرد. به کمک این ابزارهای در واقع می‌توان در یک بازار، از چندین استراتژی که هرکدام در مواقع مختلفی در بازار اقدم به انجام معاملات می‌کنند و منطق معاملاتی‌شان هیچ ربطی به یکدیگر ندارد استفاده کرد.

این مسئله را هم می‌توان به عنوان یکی از روش‌های کاهش ریسک مد نظر قرار داد. بنابراین در روش‌های جدید، هم سبدی از بازارهای و سهام‌های مختلف و هم سبدی از استراتژی‌های مختلف تشکیل می‌شود.

روش پیشنهادی ما، تشکیل سبدی از سهام‌ها و استراتژی‌های معاملاتی است که رفتار هر یک، نسبت به دیگران کم‌ترین همبستگی را داشته باشد. نتیجه نهایی این کار، داشتن یک سبد به شدت متنوع و کارآمد خواهد بود.

نمودار سودآوری سبد سرمایه‌گذاری

همان‌طور که در نمودار بالا می‌توانید به وضوح ببنید، سوددآوری چنین سبدی بسیار کم‌نوسان و مطلوب است. افت سرمایه این سبد بسیار محدود بوده و دقیقا همان هدف تشکیل یک سبد سرمایه‌گذاری که مهار کردن زیان‌ها و ریسک سرمایه‌گذاری است را محقق کرده است.

این سبد، علاوه بر اینکه روند سودآوری مناسبی را در گذشته نشان می‌دهد، متشکل از استراتژی‌هایی است که از تست‌های سنگین استحکام نیز با موفقیت عبور کرده‌اند. استفاده از چین سبدی به هیچ عنوان قابل قباس با روش‌های مبتنی بر آزمون خطای معمول در بازار نیست.

با چنین روشی، به جای گام‌نهادن در یک مسیر تاریک و مبهم، رفتار تک‌تک استراتژی‌ها را می‌شناسیم و انتظاری منطقی از ادامه روند سودآوری استراتژی‌ها و سبد حاصل از ترکیب این استراتژی‌ها داریم.