• یکشنبه 6 مرداد 1398
  • آموزش
  • 191 بازیدکننده

در بخش اول مقاله با کلیات و مقدماتی از فهم سرمایه گذاری آشنا شدید. گفته شد که چنانچه یک فرد مبلغ زیادی را به ارث ببرد و یا در بانک برنده شود چه اقداماتی می‌تواند انجام دهد تا این مبلغ افزایش پیدا کند. حال قصد داریم در بخش دوم از زاویه‌ای دیگر به حوزه سرمایه گذاری نگاه کنیم و برخی از مزایای آن را معرفی کنیم.

مهارت سرمایه گذاری (یا سرمایه گذاری به‌عنوان یک مهارت حرفه‌ای):

تا اینجای کار با ماهیت و ابعاد گوناگون سرمایه گذاری آشنا شدیم.

علاوه بر تمامی مزیت‌هایی که در خصوص سرمایه گذاری گفته شد، می‌توان آن را به‌عنوان یک حرفه نیز به‌حساب آورد. مطمعنا اگر قصد دارید به‌طور حرفه‌ای در این زمینه فعالیت کنید باید علم خود را پیرامون سرمایه گذاری بالا ببرید.

این امکان وجود دارد که افرادی که به‌طور حرفه‌ای و با علم بالا سرمایه گذاری می‌کنند در مقایسه با افراد غیرحرفه‌ای سود و منفعت بیشتری می‌برند.

در این قسمت قصد داریم برخی از نهادهای مالی را بشناسیم که یک فرد با داشتن علم و مهارت بالای سرمایه گذاری بداند چه فرصت هایی برای کسب درآمد پیش روی اوست.

شرکت های تأمین سرمایه و معامله گران:

شرکت های تأمین سرمایه، شرکت هایی هستند که به‌عنوان واسطه بین ناشر اوراق بهادار و سرمایه گذاران فعالیت می‌کنند. این شرکت ها می‌توانند تمامی فعالیت‌های معامله گری، سبد گردانی،مشاوره سهام، پذیره‌نویسی و… را با اخذ مجوز انجام دهند.

در حال حاضر ۹ شرکت تأمین سرمایه با اخذ مجوز در کشور در حال فعالیت هستند که فعالیت آن‌ها روزبه‌روز نسبت به قبل در حال رشد است.

تحلیلگران اوراق بهادار و مدیران سرمایه گذاری:

تعداد زیادی از مؤسسات اعتباری، بانک‌ها، صندوق های سرمایه گذاری، کارگزاران و شرکت های تأمین سرمایه به تحلیلگران اوراق بهادار و مدیران سرمایه گذاری نیاز دارند.

تحلیلگران وظایف بسیار مهمی دارند که به خرید و فروش سهام و انواع اوراق بهادار معطوف می‌شود. در حال حاضر با توجه به شرایط اقتصادی کشور، خدمات و تولیداتی که شرکت ها و کارخانه‌ها ارائه می‌کنند و به طبع گزارش‌هایی که از آن‌ها در سایت اطلاع رسانی ناشران – کدال منتشر می‌شود، چه سهامی ارزش خرید دارند و چه سهامی اوضاع خوبی ندارند و برای خرید باید از آن‌ها دوری کرد.

ذات بازارهای مالی نوسان آن است که مواقعی ریزش دارد و مواقعی رشد دارد. تحلیلگران باید به‌خوبی زمان رشد و ریزش سهم را شناسایی کنند، تا ورود و خروج به‌موقع داشته باشند.

نهادهایی در بازار هستند که نقش حمایتی از بازار در زمان ریزش را دارند. بنگاه های مالی به مدیرانی جهت مدیریت پرتفوی نیز نیاز دارند، این پرتفوی می‌تواند ترکیبی از سهام مختلف باشد. این مدیران موظف اند که تعیین کنند چه سهامی خرید و فروش کنید.

کارایی سبد سرمایه گذاری سهام توسط این مدیران مورد محاسبه قرار می‌گیرد و در نهایت فعالیت و رزومه آن‌ها به مقایسه بازدهی میانگین بازار و سبدهای تحت مدیریت آنها بستگی دارد.

کارگزاران و گروه های مشاوره مالی:

در مورد نهادهای ثبت شده تحت نظارت سازمان بورس که نماینده و واسطه سهامداران برای خرید سهام هستند در سطح شهر خود چه اطلاعاتی دارید؟ 

همان‌طور که گفته شد نوسان ذات بازارهای مالی مخصوصا بازار سهام است. شاهد رشد بازار بورسدر سال ۹۱ و اوایل سال ۹۲ بودیم و شرایط برای سهامداران بسیار مهیا بود، و بعدازآن شاهد ریزش ارزش سهام بودیم.

همین شرایط متفاوت سبب ایجاد واقعیت‌هایی در بازار شد. آشفتگی‌هایی که در زمان ریزش قیمت سهام اتفاق می‌افتد منجر می‌شود وارد دوره‌ی جدیدی از روش‌ها و ابزارهای خرید و فروش و فعالیت‌های جدید از سوی نهادهای مالی شویم.

ترکیب مطلوب سبد سرمایه گذاری سهام

این متن فرض را بر آن دارد که سرمایه گذاران برای بهبود و افزایش اوضاع مالی و درآمدزایی خود طرح درستی از ترکیب دارائی‌های مالی گوناگون دارند.

این ترکیب مطلوب، بسیار مهم است زیرا سرمایه ای که قرار است در دارائی‌های متنوع مانند سهام،مسکن، اوراق بهادار و… سرمایه گذاری شود باید ارزش‌گذاری و به‌طور یکپارچه مدیریت شوند.

ثروت و سرمایه که توسط سرمایه گذار قرار است روی بخش‌هایی سرمایه گذاری گردد، باید در سبد یا پرتفوی مدیریت گردند.

وقتی شما سهام مختلفی از بازار بورس، به‌عنوان‌مثال سهام فولاد مبارکه اصفهان، سهام آسان پرداخت پرشین، سهام ایران خودرو و…خرید می‌کنید، مجموع این‌ها پرتفوی یا سبد سرمایه گذاری شماست.

افرادی که علاقه مند به سرمایه گذاری هستند و در بازارهای مختلف مالی نیز فعالیت دارند و متاسفانه با برنامه ریزی و طرح نویسی مالی مخالفت می‌کنند باید میزان سودی که از افراد با ترکیب مطلوب سرمایه گذاری بدست آورند را درنظر بگیرند. مطمعنا این موضوع برای سرمایه گذاران حرفه ای بسیار حائز اهمیت است.

درک روند درست تصمیم گیری، در خصوص یک سرمایه گذاری

با بررسی و نگاهی به پروسه یک سرمایه گذاری موفق، متوجه می‌شویم که باید ابتدا آن ابزار سرمایه گذاری را تجزیه وتحلیل کنیم و طرح‌های گوناگون را برای خود ایجاد کنیم و درنهایت آن طرح‌ها را درروند تصمیم‌گیری به اجرا درآوریم.

با بررسی روند تغییرات قیمت و بازدهی سهام موجود در بازار متوجه می‌شویم که به‌طور میانگین بازدهی حاصل از آن‌ها به‌مراتب بیشتر از آن است که همان سرمایه را بخواهیم در بانک سپرده‌گذاری کنیم و یا اوراق مشارکت های گوناگون خرید کنیم. اما اگر توجه کنید گفته شد این بازدهی به‌طور میانگین به‌دست‌آمده است یعنی سهامی هستند که از این میانگین بازدهی، بیشتر رشد کردند و سهامی هم هستند که حتی بازدهی منفی نیز برای سرمایه گذاران خود داشته است.

با این حساب نمی‌توان گفت که همه سرمایه گذاران یا علاقه‌مندان به سرمایه گذاری باید روی همین سهام موجود در بازار کار کنند، چراکه موضوعی بسیار مهمی در این بازارها به نام ریسک سرمایه گذاری وجود دارد.

پس شما باید درک درستی از روند تصمیم‌گیری در سرمایه گذاری خود داشته باشید. بدانید که در برابر ریسکی که کرده‌اید چه میزان بازدهی می‌توانید کسب کنید.

مبنای تصمیم‌گیری در یک سرمایه گذاری، ریسک و بازده

بازده: مطمعنا دلیل اصلی همه‌ی افراد در انجام یک سرمایه گذاری، کسب سود است. شرایط اقتصادی کشور هرساله در حال تغییر است، به بیانی دیگر چون گاها شاهد تورم با شیب ملایم و گاها تورم با شیب تندتر هستیم باید سرمایه گذاری کنیم و از نگهداری پول نقد خودداری کنیم.

در سال ۱۳۹۷ در کشور ایران این موضوع به همه‌ اثبات شد که پول نقد، تا چه حد ارزشش را از دست داد. به‌عنوان‌مثال ۱۰ میلیون تومان در ابتدای سال شاید نیمی از قدرت خریدش را در اواسط سال ۱۳۹۷ به بعد از دست داد.

افراد فعال در بازاهای مالی برای کسب سود اقدام به خریدوفروش دارائی های مالی می‌کنند. اکثر این سرمایه گذاران تمایل دارند برای کسب بازدهی بالاتر، ریسک بیشتری را تحمل کنند. به همین دلیل کسانیکه در بورس به خریدوفروش سهام می‌کنند تمایلی به سرمایه گذاری در بانک و یا خرید اوراق با درآمد ثابت ندارند، درحالی‌که ریسک کمتری دارد.

بازده مورد انتظار در برابر بازده محقق‌شده

در سرمایه گذاری این مسئله اهمیت دارد که چه مقدار بازده کسب‌شده در برابر بازده مورد انتظار داشتیم و تفاوت بین این دو چه مقدار بوده است.

بهتر است بدانید بازده مورد انتظار عبارت است از میزان بازدهی‌ای که یک سرمایه گذار در ابتدای سرمایه گذاری تخمین می‌زند و امید دارد کسب کند. اما هرچه از شروع سرمایه گذاری می‌گذرد ممکن است اتفاقات مثبت و منفی پیرامون آن سرمایه گذاری بیفتد و موجب شود بازده محقق شده با چیزی که انتظار داشتیم متفاوت باشد.

حال اگر آن اتفاقات مثبت باشد بازده محقق شده بیشتر از بازده مورد انتظار است و اگر اتفاقات منفی باشد می‌تواند بازده محقق شده‌ی سرمایه گذار را تحت تأثیر قرار دهد. 

به‌درستی این موضوع ثابت‌شده است که اکثر سرمایه گذاران به دنبال کسب بیشترین بازدهی در سرمایه گذاری های خود هستند.

ریسک: وجه دیگر هر سرمایه گذاری مبحث ریسک است.

به بیانی دیگر هرچه بازدهی بالاتری را در سرمایه گذاری خود انتظار داشته باشیم باید ریسک بیشتری را متحمل شویم. اما نمی‌توان همیشه نتیجه گرفت ابزاری که کم ریسک تر هستند حتماً بازدهی تضمین‌شده‌ای دارند. سرمایه گذار باید شرایط مختلف بازار را بسنجد.

از ابتدای سال ۱۳۹۷ تا اوایل مهر شاخص بورس تهران توانست از سطح ۹۶هزار واحد تا ۱۹۶هزار واحد رشد کند و بازدهی قابل‌توجهی را برای سرمایه گذاران فراهم آورد. اما در همین بازه برخی از صندوق ها با زیان نیز روبرو شدند. ریسک و بازده درنهایت دو عامل جداناپذیر هستند.

زمانی که بر روی ابزارهای مختلف بازار سرمایه گذاری می‌کنیم به‌طور پایه بازده مورد انتظاری را تصور می‌کنیم اما ممکن است در انتها این بازده با چیزی که کسب کرده‌ایم متفاوت باشد.

در کنار توضیحات گفته‌شده باید این نکته را هم اضافه کنیم که ابزارهای سرمایه گذاری مانند اوراق به نسبت بازدهی ثابتی که دارند تقریباً بدون ریسک هستند مانند اوراق مشارکت رایتل در بازار.

سرمایه گذاران در معرض ریسک قرار دارند!

زمانی که رفتارهای گروهی از سرمایه گذاران را مورد بررسی قرار می‌دهیم متوجه می‌شویم که عده‌ای از ریسک دوری می‌کنند و عده‌ای تحمل بیشتری در این موضوع دارند. اگر بخواهیم با این دید کهسرمایه گذاران به‌طور منطقی در بازار بورس تصمیم‌گیری می‌کنند و اجازه نمی‌دهند هیجانات رو آن‌ها تأثیر بگذارد، این افراد را دسته‌بندی کنیم می‌توان آن‌ها را به ۲ گروه سرمایه گذار ریسک گریز وسرمایه گذار ریسک پذیر دسته‌بندی کرد.

سرمایه گذار ریسک گریز توصیفی از یک معامله گر است که وقتی با دو سرمایه گذاری با سود پیش‌بینی‌شده مشابه (ولی ریسک های متفاوت) روبرو می‌شود، موردی را که ریسک کمتری دارد، ترجیح خواهد داد.

یک سرمایه گذار ریسک گریز، ریسک کمتر را ترجیح می‌دهد و به همین خاطر از اضافه کردن سهام یا سرمایه گذاری ها با ریسک بالا به پرتفوی خود اجتناب می‌ورزد و در عوض اغلب نرخ بالایی از سودآوری را نیز از دست می‌دهد. سرمایه گذاران ریسک گریز که به دنبال سرمایه گذاری های مطمئن تر هستند، عموماً به صندوق های سرمایه گذاری در شاخص و اوراق با درآمد ثابت نظیر اوراق مشارکت روی می‌آورد که عموماً سود کمتری هم دارند.
اما در مقابل آن سرمایه گذار ریسک‌پذیر سرمایه گذاری است که در بازارهای مالی برای کسب بازدهی بالاتر ریسک بیشتری را نیز متحمل می‌شود. آن‌ها در بازار بورس پر ریسک تر عمل کرده و حتیبورس تهران را هم نیز بازار مورد دلخواه خود نمی‌دانند و ترجیح می‌دهند در بازارهای جهانی مانند فارکس، بورس جهانی، ارزهای دیجیتال و… سرمایه گذاری کنند.
نمودار زیر بخوبی می‌تواند رابطه ی میان ریسک و بازده را بیان کند.

اصول سرمایه گذاری در بازار بورس